خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





بزن تا برویم


    تا که یارو سر کار است بزن تا برویم
    تا در او مهره ی مار است بزن تا برویم
    زدن و بُردن وخوردن چقدر می چسبد

    نزدن کار حمار است بزن تا برویم
    توی آن بانک برای من بیچاره ی زار
    دوسه میلیارد دلار است بزن تا برویم
    سال ها دل طلب پول کلفتی می کرد
    ناظرش مست و خمار است بزن تا برویم
    اختلاس است اگر اسم زدن باکی نیست
    چون فقط داد و هوار است بزن تا برویم
    چند سال است کمین کرده ام و منتظرم
    حال هنگام شکار است بزن تا برویم
    تا به لطف رفقا سفره ی ما الوان است
    فصل پاییز، بهار است بزن تا برویم
    گوش شیطان کرو دستش شل و چشمانش کور

    کارها طبق قرار است بزن تا برویم
    هر کسی آن درَوَد عاقبت کار که بـُرد
    کار البته که عار است بزن تا برویم
    چند روزی بشود داد و هوار البته
    حُسنش آن داد و هوار است بزن تا برویم
    با همین داد و هوار الکی می دانیم
    حال هنگام فرار است بزن تا برویم
    چه کسی گفته سر ِمختلس زبر و زرنگ
    عاقبت بر سردار است بزن تا برویم
    سعدیا مرد نکو نام تهش می میرد
    حرف های تو شعار است بزن تا برویم
    مُرد چون مرد نکونام پس از غسل و کفن
    خانه اش قعر مزار است بزن تا برویم!!

    گفت «جاوید» که آن چه زده ای تا الان
    چون که هنگام ناهار است بیارش بخوریم!!

    تاریخ تولد شعر:10/3/91



    این مطلب تا کنون 40 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : برویم ,هوار ,هنگام ,
    بزن تا برویم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده